تبليغاتX
(یا ربّ البیت)

تاريخ و مكان تولد حضرت زهرا (س)

در تاريخ تولد فاطمه عليهاالسلام در بين علماى اسلام اختلاف است. لكين در بين علماى اماميه مشهور است كه آن حضرت در روز جمعه بيستم ماه جمادى الثانى سال پنجم بعثت تولد يافته است. (1)
مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) در شهر مكه و در خانه خديجه اتفاق افتاد. اين خانه در محله‏اى است كه در گذشته به آن «زقاق العطارين» يعنى كوچه عطارها مى‏گفتند. رسول خدا (صلى اللَّه عليه و آله) تا هنگام هجرت، در آن خانه ساكن بود. خانه مباركى كه بارها در آن فرشته وحى بر پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) نازل گرديد. اين خانه بعدها به صورت مسجد درآمد. (2)
و از آنجا كه محل نزول وحى و بخشى از قرآن، زيستگاه پيامبر (صلى اللَّه عليه و آله) و مكان تولد حضرت زهرا (عليهاالسلام) بود، در نظر عموم مسلمين ارزش معنوى و قداستى خاص داشت. و از اين رو بارها در طول تاريخ هم‏زمان با تعمير و توسعه مسجد الحرام، نسبت به مرمت بناى آن اقدام كردند. (3)

كيفيت و چگونگى تولد حضرت زهرا (س)

دوران باردارى حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند.

اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى.

خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت:

اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده‏ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام‏اللَّه‏عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.

نورى كه به خانه‏هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد. با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.
آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو پستان در دهان او گذارد.


1- علماى اماميه و علماى عامه در سال ولادت حضرت فاطمه اختلاف دارند. اكثر علماى عامه تولد او را قبل از بعثت مى‏دانند. عبدالرحمن بن جوزى در كتاب تذكره‏ى الخواص ص 306 مى‏نويسد: تاريخ‏نگاران نوشته‏اند كه فاطمه‏ى زهرا در سالى متولد شد كه قريش به ساختن مسجدالحرام مشغول بودند. يعنى پنج سال قبل از بعثت.
محمد بن يوسف حنفى در كتاب «نظم دررالسمطين» ص 175 مى‏نويسد: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مشغول ساختن كعبه بودند.
طبرى در ذخائرالعقبى ص 53 از قول عباس نقل مى‏كند كه گفت: فاطمه در سالى متولد شد كه قريش مغشول ساختن خانه‏ى كعبه بودند و در آن هنگام پيغمبر در سن سى و پنج سالگى بود.
2- كامل ابن‏اثير ج 2 ص 40.
3- شفاءالغرام ج 1 ص 272- مراة الحرمين ج 1 ص 189/ 192.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:26  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

تولد حضرت زهرا(س) و بشارت جبرئيل به رسول خدا (ص)

هنگامى كه فاطمه زهرا عليهاالسلام به دنيا آمد. فرشته وحى بر وجود مبارك رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نازل گشت و از جانب پروردگار مهربان بر وى پيام آورد كه «اللَّه يقرؤك السلام و يقرى مولودك السلام.»
خداوند تبارك و تعالى بر تو و فرزند نورسيده‏ات درود مى‏فرستد.
رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم با شنيدن خبر تولد فاطمه عليهاالسلام در مقابل پروردگار سر به سجده‏ى شكر گذارد؛ و خداى عزوجل را بر عطاى اين نعمت مبارك و ميمون سپاس گفت.

پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم بسيار شادمان و خرسند بود. زيرا كه پيش از اين خداوند در سوره‏ى كوثر بشارت آمدن او را به وى داده بود. و نيز از فرشته‏ى وحى شنيده بود كه: «أنها نسلة الطاهرة الميمونة و ان اللَّه تبارك و تعالى سيجعل نسلك منها و سيجعل من نسلها ائمة و يجعلهم خلفاءه فى ارضه بعد انقضاء وحيه.»
إنّ ركعة المغرب أضيفت لأجل ميلاد فاطمة عليهاالسلام
317/ 1- العطّار، عن أبيه، عن أبي‏محمّد العلوي الدينوري بإسناده- رفع الحديث- إلى الصادق عليه‏السلام قال: قلت له: لم صارت المغرب ثلاث ركعات و أربعاً بعدها ليس فيها تقصير في حضر و لا سفر؟
فقال: إنّ اللَّه عزّ و جلّ أنزل على نبيّه صلى الله عليه و آله و سلم لكلّ صلاة ركعتين في الحضر، فأضاف إليها رسول‏اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم لكلّ صلاة ركعتين في الحضر، و قصّر فيها في السفر إلّا المغرب.
فلمّا صلّى المغرب بلغه مولد فاطمة عليهاالسلام، فأضاف إليها ركعة شكراً للَّه عزّ و جلّ، فلمّا أن ولد الحسن عليه‏السلام أضاف إليها ركعتين شكراً للَّه عزّ و جلّ، فلمّا أنّ ولد الحسين عليه‏السلام أضاف إليها ركعتين شكراً للَّه عزّ و جلّ، فقال: (لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الاُنْثَيَيْنِ) (1) فتركها على حالها في الحضر والسفر. (2) أقول: رواه في «عوالم‏العلوم» عن «علل‏الشرائع». (3)

شكرانه ‏ى تولد حضرت زهرا (س)

از امام صادق عليه‏السلام سؤال شد كه: «لم صارت المغرب ثلاث ركعات و اربعا بعدها ليس فيها تقصير فى حضر و لا سفر؟»
چرا نماز مغرب سه ركعت است و نافله‏اش چهار ركعت كه در سفر و حضر تقصير در آن نيست؟ (4)
آن حضرت فرمود: «ان اللَّه عز و جل انزل على نبيه صلى اللَّه عليه و آله و سلم لكل صلاة ركعتين فى الحضر فاضاف اليها رسول‏اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم لكل صلاه ركعتين فى الحضر و قصر فيها فى السفر الا المغرب و الغداه فلما صلى المغرب بلغه مولد فاطمه عليهم‏السلام فاضاف اليها ركعه شكراللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسن عليه‏السلام اضاف اليها ركعتين شكر اللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسين عليه‏السلام اضاف اليها ركعتين شكر اللَّه عز و جل فقال للذكر مثل حظ الانثيين فتركها على حالها فى الحضر والسفر.» (5)
خداوند تبارك و تعالى همه‏ى نمازها را بر پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم به صورت دو ركعتى نازل كرد. رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم (به امر پروردگار) به همه‏ى نمازها به جز نماز مغرب و نماز صبح دو ركعت اضافه نمودند؛ كه در حضر به صورت تمام و در سفر به طور قصر خوانده شوند.
هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم مشغول برپائى نماز مغرب بود. فاطمه عليهاالسلام به دنيا آمد رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به شكرانه‏ى اين نعمت (و به امر پروردگار) يك ركعت به نماز مغرب اضافه فرمودند. پس چون حسن عليه‏السلام به دنيا آمد، دو ركعت ديگر (به عنوان نافله) به آن سه ركعت اضافه نمودند و زمانى كه حسين عليه‏السلام به دنيا آمد، به نافله‏ى مغرب دو ركعت ديگر اضافه فرموده و آن را شكرانه تولد آن حضرت قرار دادند.


1- النساء: 11.
2- البحار: 37/ 38 ح 8، و 79/ 262 ح 11، عن العلل.
3- العوالم: 11/ 46.
4- نماز مسافر را كه از چهار ركعت به دو ركعت شكسته مى‏شود نماز قصر گفته و اين عمل را تقصير گويند.
5- من لا يحضر الفقيه، ج 1، ص 454. تهذيب، ج 2، ص 113. وسائل الشيعه، ج 4، ص 88. علل‏الشرايع، ص 324.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:20  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

حضرت فاطمه(س) و پيراهن خون‏ آلود امام حسين(ع)

فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه خدا با قاتلان خود و فرزندانش محاجه خواهد كرد و آنان را در ميان مردم محشر محكوم نموده و به عذاب دردناك الهى گرفتار خواهد نمود.
از روايات اسلامى استفاده مى‏شود، نخستين پرونده‏اى كه در روز رستاخير رسيدگى مى‏شود، پرونده‏ى محسن شهيد (فاطمه) است، ولى آنچه دل فاطمه عليهاالسلام و شيعيان و محبان اهل‏بيت را بيشتر مى‏سوزاند، خاطره‏ى جانسوز كربلا است، كه در آن، امام حسين عليه‏السلام را با يارانش به طور فجيع به شهادت رسانده و سرهايشان را از تنشان جدا نموده و زنان و دختران آنان را با تمامى بى‏رحمى اسير كردند...
در احاديث آمده است كه دختر گرامى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله پيرهن خون‏آلود امام حسين عليه‏السلام را در روز قيامت به دست گرفته و خواستار محاكمه و كيفر قاتلان او مى‏گردد. (1)

از حضرت امام صادق عليه‏السلام آمده است كه فاطمه عليهاالسلام را در روز قيامت در قبه‏اى از نور مى‏نشانند. در اين هنگام، امام حسين به محشر مى‏آيد، در حالى كه سربريده‏اش را به دست مى‏گيرد. فاطمه عليهاالسلام از ديدن چنين حالى صيحه مى‏كشد و مى‏افتد و تمام پيامبران و خلايق ديگر، از ديدن چنين وضعى به گريه مى‏افتند، سپس قاتلين امام حسين حاضر و محاكمه مى‏گردند و آنگاه به كيفر شديدى مى‏رسند...(2)

و بالاخره در حديث ديگرى از طريق ابان بن عثمان از امام صادق عليه‏السلام نقل شده: چون فاطمه عليهاالسلام به محشر آيد، پيرهن خون‏آلود امام حسين عليه‏السلام را به دست گرفته، عرض مى‏كند: خدايا! اين پيرهن خون‏آلود حسين من است و تو خود مى‏دانى چه جناياتى در مورد او مرتكب شده‏اند.(3)

خطاب مى‏رسد: يا فاطمه! تو در نزد من محبوبى هر چه مى‏خواهى بگو. عرض مى‏كند: الهى! انتقام خون حسين را بگير.
در اين حال آتش جهنم بر قاتلين امام حسين مسلط مى‏گردد و با انواع عذاب به كيفر مى‏رساند. (4)

مقامات بهشتى حضرت زهرا(س) و شيعيان ايشان

 ابوجعفر طبرى در كتاب بشارة المصطفى از همام ابى‏على نقل مى‏كند كه گفت به كعب‏الاحبار گفتم: نظر شما درباره‏ى شيعيان على بن ابيطالب (ع) چيست؟
در پاسخ گفت: «اى همام! من صفات آنها را در قرآن يافته‏ام، آنها حزب خدا و انصار دين خدا و پيرو ولّى هدا، و بندگان خاص و بزرگوار خدا در ميان خلق هستند، خداوند آنها را براى دين خود برگزيده، و براى بهشت خود آفريده است، آنها در فردوس اعلاى بهشت در ميان خيمه و اطاقهائى كه از (دانه‏هاى شفّاف) مرواريد و لؤلؤ برپا شده، سكونت مى‏كنند، آنها در ميان مقرّبان ابرار هستند و از نوشابه‏ى دست نخورده سر بسته سيراب مى‏شوند، اين نوشابه از آب چشمه‏اى است كه «تسنيم» نام دارد، كه به آنها اختصاص دارد، تسنيم چشمه‏اى است كه خداوند آن را به حضرت فاطمه دختر محمّد (ص) و همسر على (ع) عطا فرموده است كه منبع آن چشمه زير ستونى قرار دارد كه قبّه‏ى آن ستون در خنكى و برودت مانند كافور، و در طعم مانند زنجبيل و در بو مانند مُشك است
سپس آب آن چشمه در جويها جريان مى‏يابد، شيعيان و دوستان فاطمه (س) از آن مى‏آشامند، و آن قُبّه داراى چهار ستون است، يك ستون آن از مرواريد سفيد است، كه در زير آن چشمه‏اى بنام «طهور» قرار دارد، و يك ستون آن از زُمُرّد سبز است كه در زير آن دو چشمه پر فوران از شراب طهور و عسل قرار دارد، هر يك از آن چشمه‏ها به سوى قسمت پائين بهشت جريان دارند، جز چشمه‏ى «تسنيم» كه در قسمت اعلاى بهشت، روان است كه خواص بهشتيان از آن مى‏آشامند، و آن شيعيان و دوستان على (ع) هستند، و اين است تفسير قول خدا كه در قرآن مى‏فرمايد:
يُسْقَوْنَ مِنْ رَحِيق مَخْتُومٍ... عَيْناً يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ.
: «آنها از شراب زلال دست نخورده‏ى سر بسته سيراب مى‏شوند... همان چشمه‏اى كه مقرّبان از آن مى‏نوشد (مطفّفين- 25- 28)
پس اين نعمت بر شيعيان گوارا باد.
سپس كعب‏الاحبار گفت: سوگند به خدا، شيعيان را دوست نمى‏دارد مگر كسانى كه خداوند از آنها، عهد و ميثاق گرفته است.
ابوجعفرى طبرى پس از نقل فوق، مى‏گويد: سزاوار است كه شيعيان، اين حديث را با آب طلا بنويسند، تا نقل بسيار شده و از نابودى، حفظ گردد، و به مفاد آن عمل كنند كه موجب دستيابى به آنهمه درجات عالى بهشتى خواهد گرديد، با توجّه به اينكه اين روايت از اهل تسنّن نقل شده است كه براى حجّت بودن، رساتر است (و از تهمت ساختگى شيعه بدور است) و صحّتش روشنتر مى‏باشد.
                                                      پاسخ به سؤال سلمان
و نيز طبرى در كتاب بشارة المصطفى از كتاب كنز نقل مى‏كند كه ابوذر گفت: سلمان و بلال حبشى را ديدم نزد پيامبر (ص) آمدند، ناگهان سلمان بروى قدم رسول خدا (ص) افتاد و بوسيد، پيامبر (ص) او را از اين كار كنار زد و به او فرمود: «اى سلمان، آن كارى را كه عجم‏ها براى شاهان خود انجام مى‏دهند، نسبت به من انجام مده، من بنده‏اى از بندگان خدا هستم، مانند بندگان مى‏خورم و مى‏نشينم»
سلمان عرض كرد: اى مولاى من از تو مى‏خواهم از فضائل فاطمه (س) در قيامت، به من خبر بدهى!
پيامبر (ص) با چهره‏اى خندان به او نگريست و فرمود: «سوگند به خدائى كه جانم در دست قدرت او است، فاطمه (س) همان بانوئى است كه در عرصه‏ى محشر، سوار بر شتر عبور مى‏كند كه سرش (نمودى) از خشيت خدا است، و چشمانش از نور خدا مى‏باشد، تا اينكه فرمود: جبرئيل در سمت راست آن شتر، و ميكائيل در سمت چپ آن، و على (ع) در پيشاپيش آن، و حسن و حسين (ع) در پشت سر آن حركت مى‏كنند، خداوند حافظ و نگهبان او است، تا از صحنه‏ى محشر عبور كند در اين هنگام ناگهان از جانب خدا ندا مى‏رسد:
«اى همه‏ى خلايق! چشمهاى خود را فروخوابانيد، و سرهاى خود را پائين آوريد، اين فاطمه دختر پيامبر شما، همسر على (ع) امام شما، مادر حسن و حسين (ع) است، پس از پل صراط عبور مى‏كند در حالى كه دو چادر شفّاف و سفيد بر سر دارد.
وقتى كه فاطمه (س) وارد بهشت مى‏شود و به نعمتها و مواهبى كه خداوند براى او آماده ساخته مى‏نگرد، مى‏گويد:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ- اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِى اَذْهَبَ عَنّا الْحُزْنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ اَحَلَّنا دارَ الْمَقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ، لايَمَسُّنا فِيها لُغُوبٌ.
: «بنام خداوند مهربان، حمد و سپاس خداوند را كه: حزن و اندوه را از ما دور ساخت، البته خداى ما بخشنده و شكر پذير است، آن خدائى كه ما را در مقام عالى از عطاى خود قرار داد كه در آن هيچگونه رنج و ناگوارى به ما نمى‏رسد».
رسول خدا (ص) فرمود: پس از آن خداوند به فاطمه (س) وحى مى‏كند: «اى فاطمه! آنچه مى‏خواهى از من مسئلت كن كه به تو عطا مى‏كنم و تو را خشنود سازم»
فاطمه (س) عرض مى‏كند: خدايا تو اميد منى، بلكه بالاتر از اميد منى، از درگاه تو مسئلت مى‏كنم كه دوستان من و دوستان دودمان مرا در آتش دوزخ، عذاب نكنى.
خداوند به او وحى مى‏كند: اى فاطمه! به عزّت و جلالم سوگند، دو هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمين، به خود سوگند ياد نموده‏ام كه دوستان تو، و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نكنم.

پي نوشت ها

1ـ فرائدسمطين، ج 2، ص 265، ش 533-بحار، ج 43، ص 220، ح 2 و 3: تحشر ابنتى فاطمه يوم القيامه و معها ثياب مصبوغه بالدم... فتقول: يا عدل احكم بينى و بين قاتل ولدى، قال رسول‏اللَّه (ص): فيحكم لابنتى و رب الكعبه...
ويل لمن شفعائه خصمائه - و الصور فى حشر القيامه ينفخ
لابد ان ترد القيامه فاطم - و قميصها بدم الحسين مضمخ

2ـ ثواب الاعمال به نقل جلاءالعيون شبر، ج 1، ص 227.
3ـ فتاخذ قميص الحسين بن على بيدها مضمخا بدمه و تقول: يا رب هذا قميص ولدى و قد علمت ما صنع به.
4ـ بحارالانوار، ج 43، ص 224، ح 11.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:16  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

فاطمه زهرا(س) در محشر

انسان پس از مردن ممكن است هزاران سال بلكه ميليونها سال در عالم قبر (برزخ)بماند، ولى سرانجام دوباره زنده شده و براى پس دادن اعمالش، به عالم رستاخيز خواهد آمد.
در قرآن مجيد آيات زيادى از سختى آن روز سخن به ميان آورده و اضافه مى‏كند كه انسانها در همچو لحظاتى از ترس و وحشت، نزديكترين افراد خويش را فراموش مى‏كنند.
مادران باردار، از وحشت، بچه‏هايشان را سقط مى‏نمايند و زنان شيرده، از فرزندان شيرخوار غفلت مى‏كنند، و كسان ديگر در حال مستى به سر مى‏برند، در حالى كه مست نيستند، ولى عذاب خدا ترسناك است. (1) آرى در آن روز زنده‏ها مى‏ميرند و همراه مرده‏ها دوباره زنده مى‏شوند و همگى به محشر مى‏آيند...

حضرت فاطمه(س) چگونه سر از قبر برمى ‏دارد؟

 حضرت فاطمه عليهاالسلام هر چند مقام برترى دارد، ولى او نيز همانند ديگران اين مسير را مى‏پيمايد و پس از عالم برزخ به محشر مى‏آيد و در پيشگاه خدا مقام او بر ديگران ثابت مى‏شود...
على عليه‏السلام مى‏فرمايند: روزى پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله براى ديدار فاطمه عليهاالسلام به خانه‏ى ما آمد، ولى دخترش را بسيار محزون ديد. از او پرسيد چرا اين گونه غمگينى؟ در جواب گفت: پدر جان! به ياد عالم محشر افتادم كه مردم در آن حال عريان خواهند بود. (ذكرت المحشر و وقوف الناس عراه...)
رسول گرامى فرمودند: نگران مباش، پس از آنكه من، على و ابراهيم خليل عليه‏السلام سر از قبر برمى‏داريم آنگاه خداوند جبرئيل را با هفتاد هزار ملائكه به سراغ تو مى‏فرستند، سپس اسرافيل در حالى كه با سه پارچه زيبا از نور در اختيار دارد، كنار تو مى‏آيد و تو را از قبر بيرون مى‏نمايد، در حالى كه بدنت پوشيده است...
آنگاه با عزت و احترام بى‏نظير هفتاد هزار ملائكه تسبيح گويان تو را وارد محشر مى‏كنند و به همين تعداد حوريان بهشتى به استقبالت مى‏آيند. در اين هنگام مريم (دختر عمران)، خديجه (دختر خويلد)، حوا (زن آدم)، آسيه، (دختر مزاحم) هر كدام با صفوف ملائكه اطراف تو را مى‏گيرند و تو را بر روى منبرى از نور مى‏نشانند در اين هنگام جبرئيل به حضور تو مى‏رسد و مى‏گويد: هر حاجتى دارى بگو و تو مى‏گويى: خدايا! حسن و حسينم را مى‏خواهم.
در آن ساعت حسينت را مى‏بينى كه با بدن خون آلون به محشر مى‏آيد و از خدا مى‏خواهد كه قاتلان وى را به كيفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائكه نيز به خشم آيند و شعله‏هاى جهنم زبانه مى‏كشد و قاتلان حسين و دشمنان او بر درون آتش افكنده مى‏شوند. (2)

ورود حضرت فاطمه(س) به محشر

در احاديث معتبر از طريق عامه و خاصه آمده است كه در روز رستاخير حضرت فاطمه عليهاالسلام را به ناقه‏اى از ناقه‏هاى بهشتى سوار مى‏كنند و ملائكه اطراف او را مى‏گيرند، جبرئيل از طرف راست، ميكائيل از طرف چپ، اميرالمؤمنين پيشاپيش، امام حسن و امام حسين نيز از پشت سر او را همراهى مى‏كنند، و با تمام عظمت و جلالت وى را به محشر مى‏آورند، تا جايى كه خلايق از ديدن او سرهاى خود را پايين بيندازيد و چشمهايتان را ببنديد، تا فاطمه عليهاالسلام دختر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله عبور كند».

مردم محشر با شنيدن اين پيام كه از سوى عرش خدا صادر مى‏گردد، همگى سرهاى خود را پايين مى‏اندازند و چشمهايشان را مى‏بندند و فاطمه عليهاالسلام از روى پل صراط عبور مى‏كند و در كنار بهشت قرار مى‏گيرد... (يا معشر الخلائق! نكسوا رئوسكم و غضوا ابصاركم حتى تمر فاطمه عليهاالسلام بنت محمد على الصراط، فتمر مع سبعين الف جاريه من الحور العين...) (3)
آرى در روز قيامت نيز همه‏ى چشمها لياقت ديدن فاطمه عليهاالسلام را نخواهند داشت، فقط آنان كه در اين دنيا امتحان پس داده و لياقت شيعه بودن را كسب كرده‏اند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه عليهاالسلام دريافت مى‏دارند...

پي نوشت

1ـ حج/ 1 و 2: ان زلزله الساعه شى عظيم، يوم ترونها تذهل كل مرضعه عما رضعت و تضع كل ذات حمل حملها و ترى الناس سكارى و ماهم بسكارى ولكن عذاب اللَّه شديد.

2ـ بحارالانوار، ج 43، ص 226-225 با تلخيص.

3ـ كنزالعمال، ج 12، ص 105، ش 34209- فرائدالسمطين، ج 2، ص 49، ش 380 و ص 64، ش 387- سفينه، ج 2، ص 375- ابن ابى‏الحديد، ج 9، ص 193- بحار، ج 43، ص 53 و ص 219.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 12:8  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

یا زهرا (س)

(( السلام علیک یا فاطمه الزهرا س))

آن زهره‏اى كه مهر به نورش منور است
دردانه‏ى پيمبر، زهراى اطهر است

بر تارك زنان جهان، تاج افتخار
بر گردن عروس فلك عقد گوهر است

بانوى بانوان جهان سرور زنان
درج عفاف و عصمت كبراى داور است‏

بحريست پر ز در و گهرهاى شاهوار
يزدان وراستوده به قرآن كه كوثر است

كيهان تابش دو فروزنده آفتاب
گردون گردش دو فروزنده اختر است

خونى كه داد سرور آزادگان حسين
مرهون حسن تربيت و شير مادر است‏

خواندش پدر به‏ام ابيها كه نور او
فيض نخست و صادر اول، زمصدر است

زين رو، ز جمع اهل كسا، نام فاطمه
در گفته‏ى خداى تعالى مكرر است

تا روزگار بوده و تا هست پايدار
عرش خدا ز زهره زهرا منور است

نور مقدسى كه به گرداب حادثات
كشتى نوح را وسط موج لنگر است

نورى كه زيب بخش مكان است ولا مكان
از باختر فروغ رخش تا به خاور است

حوراى انسى است و زمشكين شميم او
گيسوى حور و روضه رضوان معطر است

پيراهن عروسى خود را به مستمند
بخشد شب زفاف كه مهمان شوهر است

شهبانوى حجاز، ولى كارِ خانه را
با فضه كنيز، شريك و برابر است

از رنج كار، آبله مى‏زند به دست او
دستى كه بوسه گاه لبان پيمبر است

در منتهاى اوج فصاحت خطابه‏اش
آهنگ چون پيمبر و منطق چو حيدر است

با آن جلال و رتبت والا شنيده‏ام
پهلوى او شكسته به يك ضربت در است

آنهم درى كه روح الامين اذن مى‏گرفت
والله جاى گفته الله اكبر است

گويند تهمتى است كه ما شيعه مى‏زنيم
پس آتش خيام حسين از چه اخگر است ؟

اين افتخار بس كه «رياضى» به درگهش
عبد و غلام و بنده و مولا و چاكر است‏

*****************************

ولادت باسعادت انسیه الحورا حضرت فاطمه زهرا (س) تبریک و تهنیت باد.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:25  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

یا زهرا (س)    

(( یا زهرا س ))

بی اشک روضه ی تو مادر نمیشود

اصلا بساط شعر میسر نمیشود

میخواستم که بال پرستو شوم، ولی

این بالها شبیه تو پر...پر... نمیشود

از حـــالت نماز های شکســته ات

فهمیده ام که حال تو بهتــر نمیشود

با اضطراب گفت حسن؛ هیچ صحنه ای

با ماجرای کوچه برابر نمیشود

...یک کوچه ازدحام و دست حرامیان

این کفتر شکسته...کبوتر نمیشود

بابا نشست کنج حیاط و مچاله شد

وقتی شنید ؛ فاطمه مادر نمیشود

اصلا دروغ هست... نه... امکان ندارد این

با یک کشیده گوش کسی کر نمیشود!!؟

نه...نه... دروغ هست نه... میخی به در نبود

این صحنه های دلهره آور نمیشود

باور نمیکنم که تو در زیر مشت ها

جا مانده بوده ای نه... باور نمیشود

قنفذ نگاه کرد و با طعنه گفت : علی

این نیمه جان برای تو همسر نمیشود

هر جا نشست به خنده گفت: هیچ صحنه ای

...زهرا کشان خانه ی حیدر نمیشود

*********************************

نیما نجاری

ایام شهادت زهرای مرضیه (س) بر ارادتمندان تسلیت باد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم فروردین 1391ساعت 11:45  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

بمناسبت ورود حضرت معصومه (س) به شهر مقدس قم

خسته اما لبالب از احساس

آمدی با شمیمی از گل یاس

در درونت گلایه ها بسیار

قلبت از داغ لاله ها سرشار

ماجرای محبت خواهر

ماجرای جدایی از دلبر

غصه ات قصه ایست تکراری

از دل عمه ات خبرداری؟

آن زمان که برادرش پرزد

قلب او هم شبیه تو می زد

عمه ات بود و قصه معجر

عمه ات بود و نیزه و یک سر

خیمه ها زیر سیل آتش و دود

عمه ات بود و غنچه های کبود

لشگری از حرامیان لئیم

عمه ات بود و کاروان یتیم

تازه فهمیدی عمه ات چه کشید

وقتی عباس را به نی می دید

علمی که به دست سقا بود

پیش رویش به دست اعدا بود

بعد از آن عمه بود و استقبال

شام و خاکستر و ... زبانم لال.

آمدی آه ، زینب دوم

آمدی تو به سمت قریه ی قم

آمدی تا که قم مدینه شود

آمدی بودنت زمینه شود،

تا که قم خاک سرمدی گردد

عش آل محمدی گردد

مردم قم شدند مهمانت

همه شان نذر عید قربانت

تا در اینجا حریم تو برپاست

کعبه عاشقان تو اینجاست

صحن تو آشیانه کرم است

سعی ما در صفای این حرم است

هر که شد زائرت خدا بنوشت

که بر او واجب است باغ بهشت

بین این آستان رویایی

می وزد یک دم مسیحایی

که به دلهای خسته جان بدهد

جان گمگشته را امان بدهد

زیر این گنبد مطلایت

دل مارا بزن به دریایت

تا که از درگهت جدا نشویم

راهی راه ناروا نشویم

******************

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1390ساعت 20:32  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

شام خراب

حورا و طناب؟ وای بر من
قرآن و شراب؟ وای بر من
ناموس پیمبر و کنیزی
در شام خراب؟ وای بر من

در پیش نگاه چند دختر
چوب و لب باب؟ وای بر من
پیشانی ماه و ضربت سنگ
خورشید و خضاب؟ وای بر من
در بزم شراب، کس ندیده
ریزند گلاب، وای بر من
ده طایر پرشکسته، با هم
بسته به طناب، وای بر من
گیسوی به خونْکشیده بر رخ
گردیده حجاب، وای بر من
کی دیده کسی دهد به قرآن
با چوب جواب، وای بر من
در بزم شراب قلب زینب
گردیده کباب، وای بر من
پوشیده سکینه از کف دست
بر چهره نقاب، وای بر من
شد ظلم به اهل بیت میثم
بی حدّ و حساب، وای بر من
*******************

غلامرضا سازگار

(( ایام اسارت آل الله تسلیت و تعزیت باد ))

+ نوشته شده در  شنبه سوم دی 1390ساعت 14:28  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

(( السلام علیک یا ابا عبدالله ع ))

بوسه از خال لبت ای یار چیز دیگری است

غمزه ی چشم تو ای دلدار چیز دیگری است

ای تو لیلای همه عشاق ای معشوق ما

این سر مجنون به روی دار چیز دیگری است

دل برایت خانه ی غمهاست ای جانا ولی

از غم تو گریه ی بسیار چیز دیگری است

داستان کربلا مشهور بین مردم است

قصه رأس و تنور نار، چیز دیگری است

گرچه کل این بدن رفته به زیر سم ولی

پهلوی بشکسته ی مردار چیز دیگری است

گرچه سرها روی نی ها خفته بودند ای شهید

دیده ات بر روی نی بیدار، چیز دیگری است

گرچه راه شام و کوفه پر مصیبت بود لیک

آن تن تب کرده و بیمار چیز دیگری است

بین راه کربلا تا کوفه غم بسیار لیک

سیلی و کعب و سنان در کار، چیز دیگری است

چشم ها بسیار شد گریان ز غمهایت عزیز

چشم زینب از غمت پر بار ، چیز دیگری است

بر سر و موی و تن و معجر ببین ای سر به نی

حمله های پنجه ی کفتار ، چیز دیگری است

بر دل غمدیده ی این عاشقان ای عشق من

خنده های این سگان هار، چیز دیگری است

این همه نامه ز کوفه آمده بهر شما

این تنت غرق به خون بی یار، چیز دیگری است

رأس تو ببریدن و رگهای تو خونی ز ظلم

خون دل جاری ز چشم تار چیز دیگری است

از غم زینب چرا در چشم دشمن نیست اشک

گریه ی حیوان صحرا، مار چیز دیگری است!!!

کودکی از کاروان گم شد ولی آقای من

پای این کودک به روی خار، چیز دیگری است

این همه غم یک طرف این جمله ی من یک طرف

آل زهرا برده ی بازار، چیز دیگری است

مصرع آخر ببین آتش به دل ها می کشد

نان گرفتن ها ز روی عار، چیز دیگری است

**************************

سروده جعفر ابوالفتحی

(( ایام اسارت آل الله بر شیفتگان خاندان امامت و ولایت تسلیت باد ))

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آذر 1390ساعت 11:26  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 

يا حسين شهيد

 ((محرّم است بیا ))
 
عزای اشرف اولاد آدم است، بیا!
عزیز فاطمه! ماه محرّم است بیا
هلال ماه عزا می‌دهد ندا به فلک
که ماه گریه و اندوه و ماتم است بیا

پریده رنگ ز رخسار مادرت زهرا
قد رسول خدا در جنان، خم است بیا
لوای سرخ حسینی ندا دهد همه دم
که غیر تو چه کسی، صاحب دم است بیا
اگر شوند سماوات، چشمه چشمۀ اشک
به یاد قطرۀ خون خدا کم است بیا
به زخم‌های تن پاره پارۀ شهدا
خدا گواست، که تیغ تو مرهم است بیا
هنوز غرقه به خون، ماه روی عباس است
هنوز نقش زمین، دست و پرچم است بیا
بیا که پر شده از ذکر «یا حسین» جهان
بیا که ولوله در خلق عالم است بیا
هر آن دلی که به یاد حسین می‌سوزد
در آن شراره‌ای از شعر «میثم» است بیا

*******************
 غلامرضا سازگار

(( ایام سوگواری مولی الکونین حضرت ابا عبد الله الحسین (ع) تسلیت و تعزیت باد.)) 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 9:0  توسط علیرضا. بیت الزهرا(س)  | 
وبلاگکد ماوس